سخن خوش

من ندیدم که شبی پلک بهم بگذاری
هر شب از شدت درد کمرت بیداری

استراحت کن عزیزم، بخدا میدانم
خسته ای، بی رمقی، سوخته ای، بیماری

جان من سعی نکن با کمر تا شده ات
محض آرامش من بستر خود برداری

سرفه هایت بخدا قاتل جانم شده است
بس که خونابه در این سینه‌ی زخمی داری

سعی کن خوب شوی، ای همه دارایی من
زینبت را به چه کس بعد خودت بسپاری

مونس خستگی حیدر خیبر شکنی
تو نباشی چه کسی میدهدم دلداری

پوریا باقری


ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی


پتاسیم هیدروکسید ۲۷ دی ۹۹، ۲۱:۲۹

تسلیت

موتور برقی ۱۲۰۰a ۲۷ دی ۹۹، ۲۰:۰۲

التماس دعا

پاسخ : محتاج دعا
شنبه, ۲۷ دی ۱۳۹۹، ۰۷:۰۷ ب.ظ
۲
Hassan Bidar